صفحات: 1 3 4 5 ...6 ...7 8

  چهارشنبه 9 آبان 1397 10:38, توسط لاله سرخ   , 220 کلمات  
موضوعات: بازآفرینی

ما آدمها ضرب‌المثلی داریم که می‌گوید:« کافر همه را به کیش خویش پندارد». اگر یک نظر کوتاه به زندگی‌های الانمان بیندازیم، می‌بینیم انسانی شده‌ایم در لباس کافر که همه را هم مثل خود می‌دانیم. می‌گویید «چطور؟». آن وقتی که دم غروب است و پیاده روی می‌کنیم تا خودمان را به نماز جماعت مسجد برسانیم، یک دفعه همسایه‌ای، فامیلی از غیب می‌رسد و جلوی راهمان را می‌بندد و می‌خواهد با سلام و احوال‌پرسی‌اش یک دنیا محبت را به ما بدهد، ما هم لبخندی به پهنای صورت بر لب می‌نشانیم و جوابش را با همان گرمی می‌دهیم ، آن‌وقت در دل می‌گوییم:« سلام گرگ بی‌طمع نیست». تازه این برای فامیل و آشناست. بعضی وقتها آنقدر کار بیخ پیدا می‌کند که ظاهر سازیها را برای همسر و فرزندانمان هم اجرا می‌کنیم، باز می‌گویید « چطور؟». آن زمانی که زن از صبح تا شب در خانه و آشپزخانه تمام تلاشش را کرده تا وقتی همسرش به خانه بر‌می‌گردد، در آرامش باشد و با یک سینی چای و کیکی که خودش پخته پذیرای همسرش است، بعد ما با همان لبخندی که پهنای صورت را گرفته تشکر می‌کنیم و پیش خود می‌گوییم:« باز دوباره پول می‌خواد، محبتش گل کرده». همین‌طور زندگی را با دروغ ساخته ایم که دیگر به نزدیکانمان هم اعتماد ندارد. خودمان که حرف راست از دهانمان در نمی‌آید فکر می‌کنیم بقیه هم مثل ما هستند.

  پنجشنبه 29 شهریور 1397 11:21, توسط لاله سرخ   , 1018 کلمات  
موضوعات: بدون موضوع

5 آسیب بزرگ که یک زن با آن، آرامش خانواده را به هم می زند.

وقتی از اطرافیانمان می شنویم که چقدر اوضاع جامعه خراب شده، به این فکر می کنیم که چرا؟ چطور شد که کار به اینجا کشیده شد؟ اصلا این حجم خرابی راست است یا دروغ؟ریشه بعضی از آسیبهای اجتماعی که میبینیم چیست؟

اگر یک جامعه را زیر ذره بین بگذاریم و دقیقتر نگاهش کنیم، می فهمیم که خانواده ها و اعضای آن یک ملت را می سازند .این را همه کشورهای پیشرفته می دانند و تازگی ها با برنامه های عجیب و غریبشان سعی دارند تا هر گروهی را خانواده بنامند. مثلا خانواده هم جنسها که از دو جنس مرد و یا دو جنس زن تشکیل شده است. یا حتی حیوانات خانگی را هم به عنوان عضوی از خانواده به حساب می آورند. تا این حد اوضاع در کشورهای دیگر خراب است و ما هم تا وقتی الگوی سبک زندگیمان غربیان باشند راهی را می رویم که به ترکستان ختم می شود.

حالا اگر ذره بینمان را پایین تر ببریم و خانواده را عمیقتر ببینیم متوجه می شویم که دو رکن اصلی یک خانواده مرد و زن هستند که با پیوند زناشویی با هم یک خانواده را تشکیل می دهند و در آینده با ساختن زندگیشان و تربیت فرزندانشان پی های بنای اجتماع را می ریزند.هر مرد و زنی که وارد زندگی مشترک می شود وظایفی برعهده دارد که همانها مسیر بعدی را تعیین می کنند و اگر هر کدام راه را اشتباه بروند می شود یک نقص درون خانواده که پایه جامعه را می لرزاند. در این مقاله می خواهیم برخی از مواردی که یک زن با آن زندگی اش را از ریشه قطع می کند را بنویسیم.

تهدیدهایی که از طرف زنان به خانواده می رسد 

1-آزار دادن

درون هر مردی کمی چاشنی خشونت نهفته است که همین مقدار کم بعضی اوقات آنقدر شعله ور می شود که دودش چشم همه را کور می کند. هیچ چیز مثل آزرده کردن مرد نمی تواند این چاشنی را منفجر کند. آزار دادن که می گوییم منظور تنبیه بدنی و این حرفها نیست، هر چیزی که خشم مرد را برانگیزد از موارد آزردن است. آزار دادن شوهر، همانند آزار دادن زن، موجب تزلزل بنیان خانواده است؛ زیرا در صورت آزاررساندن از سوی زن، مرد نیز واکنش همانند نشان می دهد و کانون زندگی، به معرکه درگیری و کشمکش تبدیل می شود. در این زندگی ها، محبت و اطاعت، جای خود را به سرپیچی و نفرت می دهد. حتی در صورتی که شوهر تحمل کند و به مقابله به مثل نپردازد، از محبتش به همسر کاسته می شود و زندگی با عشق، به زندگی با نفرت، تبدیل می شود. 

2- ناسپاس

زن، بیشتر محبت می خواهد و مرد، سپاس گزاری زن را. از این رو، در صورت عدم ارضای خواست روحی از سوی زن، علاقه مرد به زن آسیب می بیند و به تدریج، این واکنش دوسویه، زنجیری از گله گزاری و دلخوری درونی را پدید می آورد و بنیان خانواده را سست می کند. لذا در روایات اسلامی، چنین آمده است:

«هر زنی که به شوهرش بگوید: «من هرگز از روی تو خیری ندیده ام»، اعمالش بر باد می رود».

 

3-انتظارات بیجا

مرد به عنوان مسئول تشکیل، رشد و نگهداری خانواده می کوشد نیازهای اساسی خود و خانواده اش را تامین کند این وظیفه، چون تکلیفی الهی است، پس قابل منت گذاری بر زن هم نیست. اما مشکل از آن جا شروع می شود که در شرایط خاص و تنگناهای مالی، شوهر توانایی تأمین خواسته های زن را ندارد و یا زن، به مقدار نیاز بسنده نمی کند. دراین دو حالت، اگر زن بر خواسته های خود ، به شوهرش فشار بیاورد،علاوه بر اینکه پروردگارش را به خشم آورده، زمینه ناراحتی شوهر را نیز فراهم می کند.

دراین وضعیت، مرد 3 راه جلوی پایش می بیند، یا دزدی و اختلاس کند، یا از خانه فراری و معتاد شود و یا گزینه آخر زندگی یعنی طلاق را انتخاب کند. به هر حال آرامش روحی شوهر، کاهش می یابد و نگاه افسرده و عصبی او در روابط خانوادگی، خودش را نشان می دهد. از این رو، روایات اسلامی، زن را از وادارکردن شوهر به آنچه در توان او نیست، به شدت نهی کرده اند

«هر زنی که در درخواست نفقه، بر شوهرش فشار آورد و خارج از توانش چیزی بر او تحمیل کند، خداوند، از او، نه توبه ای می پذیرد و نه کفاره ای، مگر آن که توبه کند و برگردد و در حد توانش، از او چیز بخواهد».

4-خودآرایی برای غیرهمسر

 خودآرایی زن، برای غیرهمسر، یکی از خطرناک ترین آفت هایی است که کانون خانواده را تهدید می کند. درحدیثی ازپیامبر(ص) آمده است:

«برای هیچ زنی، حلال نیست که مچ و پای خویش را برای مردی جز شوهرش آشکار سازد. هرگاه چنین کند، پیوسته مورد لعنت و ناخشنودی خدا قرار می گیرد و خداوند، بر او خشم می گیرد و فرشتگان خدا لعنتش می کنند و برایش عذابی دردناک آماده می سازند».

این آفت خطرناک، زمینه ساز آلودگی زن و فروپاشی خانواده است و از این رو، مرد باید به عنوان مدیر خانواده، با همه توان از آن پیشگیری کند. در روایتی از پیامبر(ص) آمده است:« هرگاه زن، خود را بیاراید و خوش بو کند و از درخانه اش بیرون برود و شوهر، به این، راضی باشد، به ازای هر قدمی که برمی دارد، برای شوهرش یک خانه در آتش ساخته می شود».. 

 

5-خیانت

خطرناکترین آفتی که از ناحیه زن، نهاد خانواده را تهدید می کند، خیانت است. از پیامبرخدا(ص) درباره خطر خیانت، روایت شده که :

«چهار چیز کمرشکن هستند،… و زنی که شوهرش از او نگهداری می کند؛ ولی او به شوهرش خیانت می نماید».

برای پیشگیری از این آفت کمرشکن، هم مرد، مسئول است و هم زن. بدیهی است که زن و مرد، با عمل کردن به وظایف مشترک و اختصاصی خود، می توانند از این آفت، پیشگیری کنند؛ اما بی تردید، مسئولیت زن دراین باره، سنگین تر است.

مخلص کلام این است که زن نیز مانند یک مرد باید برای آرامش زندگ اش بجنگد و اگر می خواهد سرانجام زندگی اش به طلاق نکشد عیوبی مثل آزار دادن همسر، انتظارات بیجا، ناسپاسی، خودآرایی برای نامحرم و مهم ترین آنها یعنی خیانت را از خودش دور کند.

 

 

 

 

  شنبه 13 مرداد 1397 11:46, توسط لاله سرخ   , 338 کلمات  
موضوعات: مناسبتی‌ها

هر چه کتابها را ورق به ورق گشتم و سایت‌های اینترنتی را زیرو رو کردم، بیشتر فهمیدم که کمتر می‌دانم. پس چگونه باید شما را شناخت؟ یک ستاره بین ۱۱ستاره دیگر را با کدام نشانه باید شناخت؟مهم‌تر از همه چگونه باید بر دهان تحقیر کننده‌ها‌تان بکوبم وقتی که نمی‌شناسمتان.

 هر کس در بین جمعی غریبه باشد، اول نشان خانوادگی‌اش را می‌پرسند. پدر و پدربزرگ شما امام جواد و امام رضا علیهماالسلام را که همه می‌شناسند. به کرامت، به بخشندگی، به مهربانی و رأفت. پس شما هم چیزی کمتر از خانواده‌تان ندارید. آن تبسم همیشگی که بر لب داشتید، آن لباس و کلاه پشمیِ ساده و حصیری پهن شده روی شنها برای عبادت، آن عظمت و هیبتی که حتی متوکل را سرجایش می‌نشاند و آن عشق و عطوفتی که منتَصَر پسر متوکل را شیدا کرده بود و بالاخره نقشه قتل پدرش را بخاطر دشمنی با شما کشید. آن شعر کوبنده‌تان در جشن شراب متوکل، که پناهگاه و پشتیبانشان را ناچیز و بدن‌هایشان را خوراک کرمها خواندی و با صدای بلند پرسیدی:« کجاست آن دست‌بندها و تاج‌ها و زیورآلات و آن لباس‌های فاخرتان؟».

راستی نشانه دیگری هم است، همان که مرامنامه ما شیعیان است و با لبهای مبارک خودتان آن را برای موسی‌بن‌عبدالله خواندید. البته که شناسنامه همه خانواده‌تان در آن نهفته است. گفته‌اند هر کجا که دلت گرفت و خواستی امامت را زیارت کنی این زیارتنامه را بخوان تا ۱۲ دُرّ نبی را یکجا زائر شوی. زیارت جامعه کبیره که مفصل است از ویژگی‌های تمام خانواده. 

شما هم اگر دلتان تنگ صحن و سرای امام رضا علیه‌السلام است، اگر روحتان در بین الحرمین به پرواز درآمده، اگر بهشت بقیع را می‌خواهید و اگر و ای‌کاشهای دیگر، بخوانید زیارت جامعه کبیره را تا زیارت کنید همه ۱۱حجت خداوندی به‌اضافه ضریح غریب آقا جانمان، امام هادی علیه السلام را در سامرا. 

اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّهِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَهِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلاَئِكَهِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْيِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَهِ 

سلام بر شما اي اهل بيت نبوّت، و جايگاه رسالت، و عرصه رفت وآمد فرشتگان، و مركز فرود آمدن وحي و معدن رحمت.

  شنبه 6 مرداد 1397 19:45, توسط لاله سرخ   , 103 کلمات  
موضوعات: مردم نوشت

زیر کوفت ما در اومدید<br>

به قول مادربزرگها:« جونم براتون بگه که» اهالی روستای شواز برای خوش و بش‌های بعد از سفر و احوالپرسی‌های همسفرانشان یک اصطلاحی دارند که می‌گویند:« زیر کوفت ما در اومدید؟». ته تهش این را می‌گوید که از آزار و اذیت‌های ما در سفر راحت شدید یا نه؟ آنقدری که آن دوره و زمانه‌های قدیم به فکر همسفر بودند حالا هم هستند؟ یا اینکه وقتی از مسافرت بر‌می‌گردند می‌گویند:« اَه، فلانی چقد بد مسافرته». تازه اول گفت و شنود و نظردهی و غیبت و از این حرف‌هاست. این اصطلاح را استفاده کنید ولی یادتان باشد منبعش را هم بگویید. 

  شنبه 6 مرداد 1397 17:55, توسط لاله سرخ   , 184 کلمات  
موضوعات: روز نگار, تجربه طور

به همه‌مان گفته بودند که حواستان به جمعیت باشد مبادا کار خودتان را فراموش کنید و جوگیر شوید. مخصوصا ماهایی که بار اولمان بود دعوت شده بودیم و تقریبا ناشی بودیم. راست می‌گفتند، آن موقع در آن شلوغی چنان جوگیر می‌شدی که دست خودت هم نبود، ولی می‌شدی. آن لحظه‌ای که نقاره‌خوانهای امام رضا شروع کردند به نقاره زدن، یا آن موقع که خدام حرم امام رضا علیه‌السلام پرچم گنبد را روی دو دست به طرف سِن می‌بردند یا آن موقعی که آرزوی کودک فلج را اعلام می‌کردند، همه‌اش اشک بود که به چشم‌ها هجوم می‌آورد و تو مجبور بودی که اشک‌هایت را مانند بغض فرو دهی تا چشمانت فقط تماشاگر سیل اشک مردم باشد. مخصوصا آن خانم جوانی که کودک شیر خوارش را روی دودست تاب می‌داد و چنان گریه می‌کرد که از حال خودش خبر نداشت و فقط لبهایش نام امام رضا را زمزمه می‌کردند. همه آن ۶ساعت روی پا ایستادن و خوش‌آمد گویی به خانمها از من انرژی نگرفت که دیدن آن همه اشک از من گرفت و من فقط نظاره‌گر بودم، چون من زیر سایه خورشید،فقط خادم بودم و مامور.

1 3 4 5 ...6 ...7 8

آذر 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30

جستجو